بایزید بسطامی – شیخ ابوالحسن خرقانی

بایزید بسطامی – شیخ ابوالحسن خرقانی

 

بایزید بسطامی حدودا 100 سال قبل از شیخ ابوالحسن خرقانی می زیسته. داستانی از بایزید در مثنوی نقل است که بسیار زیباست :

 

زمانی بایزید بسطامی با مریدان در حال حرکت بوده که به محدوده ی خرقان می رسند، به آنجا که می رسند ، ناگهان بایزید بسطامی می ایستد، نفسی عمیق می کشد و حالش دگرگون می شود. یارانش به او می گویند: "این چه رایحه ای است که تو را اینچنین مدهوش نمود؟" او در جواب می گوید: "بوی خوش ابوالحسن است که 100 سال دیگر در این مکان به دنیا می آید و به سه چیز از من برتر است، 1 - تشکیل زندگی می دهد ، 2 - شغل دارد" (ظاهرا کشاورزی می کند و جهت مسافرت دیگران چهارپا کرایه می دهد دقیقا در ذهنم نیست .)

 

جناب شیخ ابوالحسن خرقانی مردی غیر قابل توصیف بوده ، زمانی در یک جلسه ای که از رسول مکرم اسلام حدیث نقل می کرده اند حاضر بوده و استاد جلسه حدیثی را از قول پیامبر نقل می کند. شیخ ابوالحسن می گوید این حدیث از پیامبر نیست. استاد به چهره ی روستایی و ژولیده ی او می نگرد و می گوید: تو از کجا می دانی؟ شیخ می گوید آن زمان که تو حدیث می خواندی من در چشمان رسول می نگریستم و دیدم که ابروانش به نشانه      اعتراض گره شد .

یقین - yaghin

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 4 نظر / 3 بازدید
دوست

سلام دوست عزیز ومحترم شمامطالب خوبی داریدامااین رابدان که شخصیتهایی چون ابوالحسن خرقانی وابایزیدبسطامی وامثال اینهاهم راه درستی نمی پیمودندمثل ابوبکروعمروعثمان وامثال آنها. اگرمی خواهیدبیشترتوضیح دهم به من یک ایمیل بزنیدتاانشاءالله درارتباط باهم توضیح دهم . باتشکر

دوست

سلام دوست عزیز ومحترم شمامطالب خوبی داریدامااین رابدان که شخصیتهایی چون ابوالحسن خرقانی وابایزیدبسطامی وامثال اینهاهم راه درستی نمی پیمودندمثل ابوبکروعمروعثمان وامثال آنها. اگرمی خواهیدبیشترتوضیح دهم به من یک ایمیل بزنیدتاانشاءالله درارتباط باهم توضیح دهم . باتشکر